با عنوان : تأثیر واسطه‌اي عزت نفس سازماني در ارتباط بين عدالت سازماني با سازگاري شغلي

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد ارسنجان

دانشکده علوم انسانی، گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

گرایش: صنعتی و سازمانی

عنوان:

تأثیر واسطه‌اي عزت نفس سازماني در ارتباط بين عدالت سازماني با سازگاري شغلي

در كاركنان کمیته امداد امام خمینی(ره) استان فارس

استاد راهنما:

دکتر عباس قلتاش

 استاد مشاور:

دکتر فرشته مصطفوی راد

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چكيده

هدف از اين پ‍ژوهش مطالعه تأثیر واسطه اي عزت نفس سازماني در ارتباط بين عدالت سازماني با سازگاري شغلي كاركنان بوده می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شاما کارکنان کمیته امداد استان فارس به حجم 750 نفر بوده اند، نمونه آماري شامل 150 نفر می باشد كه به روش نمونه‌گیری خوشه اي انتخاب گردید .ابزار اندازه گيري پرسشنامه عزت نفس سازماني پير ، گاردنر، كامينگز و دان هام، پرسشنامه سازگاري شغلي پوركبيريان و پرسشنامه عدالت سازماني ني هوف و مورمن بوده می باشد . تحلیل داده ها با آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون صورت گرفت. نتایج نشان داد که عزت نفس در ارتباط بين عدالت سازماني و سازگاري شغلي تأثیر ميانجي دارد .از طرفی مولفه هاي عدالت سازماني با سازگاري شغلي داراي ارتباط معني داري هستند. همچنين در بین مولفه هاي سازگاري شغلي عزت نفس سازماني با فعال بودن ، واكنش پذيري و پشتكار داراي ارتباط معني داري می باشد .از طرف ديگر از بین متغيرهاي پيش بين ، مولفه هاي عدالت سازماني عدالت توزيعي و عدالت رويه اي و متغير پيش بين عزت نفس سازماني با متغير ملاك سازگاي شغلي دارای ارتباط معنادار هستند كه به ترتيب عزت نفس سازماني از عدالت توزيعي و عدالت توزيعي ازعدالت رويه اي بتای بزرگتری دارد و پیش‌بین قوی‌تری برای ساز گاري شغلي می‌باشد.

كليد واژه‌ها : سازگاري شغلي ، عدالت سازماني ، عزت نفس سازماني

1-1 مقدمه

يكي از مهمترين منابع هر سازماني، نيروي انساني آن می باشد . عوامل تشكيل دهنده اين نيرو، افرادي با احساس هستند كه اگر انگيزش كافي داشته باشند، استعداد و مهارت خود را در خدمت سازمان به كار مي برند. داشتن روحيه و رضايتمندي شغلي در رسيدن به بهره‌وري بالاي سازمانها بسيار مهم می باشد. همچنين يكي از عوامل مهم در بالا بردن انرژي رواني كاركنان يك سازمان، بهبود رضايت شغلي آن ها می باشد ( شهرابي فراهاني ، 1391 ،ص 163) .

نتايج تحقيقات علوم رفتاري به گونه اعم و رفتار سازماني به گونه اخص نشان مي دهد كه استفادة مطلوب از منابع انساني، متكي به اقداماتي می باشد كه در پرتو آن ها جو و فضا يي در سازمان ايجاد گردد تا هر يك از كاركنان با رضايت كامل و احساس امنيت خاطر، حداكثر کوشش را در جهت مطلوب وظايف شغلي به كار برند (صادقيان ، 1388 ، ص 50).

سازگاری شغلی از مفاهیم اساسی در نظریه های رشد شغلی در ارتباط با رفتار حرفه ای می باشد و از انجا كه مهمترین عامل در نیل به اهداف هر سازمان،نیروی انسانی می باشد و بی شک موفقیت و پیشرفت هر سازمان به نیروی انسانی آن بستگی دارد.از زمانی که کار،جایگاه مهمی را در زندگی افراد به خود اختصاص داده می باشد نه تنها وضعیت جسمانی افراد بلکه روان آنها را متاثر می سازد. اگر سازمان ها دغدغه توسعه منابع انسانی و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در بازار را دارند،برآوردن نیازهای کارمندان امری ضروری و مهم می باشد( حسيني ،1392 ) .

در واقع محیط کار خانه دوم بشر می باشد. پیداست که این محیط همچون محیط خانه بایستی برآورنده حداقلی از نیاز های روحی و روانی افراد باشد تا ضمن کسب درآمد به ارتقای دانش حرفه ای خود پرداخته و صادقانه کار کنند. احتمالا قسمت عمده ای از زندگی هر کس صرف شغلش می گردد که می تواند به صورت دلخواه یا به اجبار باشد. پژوهش ها نشان می دهد که خشنودی شغلی با بهداشت روانی،امید به زندگی طولانی تر ارتباط دارد ( حسيني ،1392 ) .

سازگاري ( سازش )شغلي براي ادامه اشتغال موفقيت آميز عامل مهمي به شمار مي رود . سازگاري شغلي يعني حالت سازگار ومساعد رواني فرد نسبت به شغل مورد نظر پس از اشتغال ( احيا كننده ، شفيع آبادي ، سوداني ، 1387 ، ص4) .

اما در شرایط متحول و متغیر کنونی، سازمان ها براي دست یابی به کارآیی و اثربخشی بیش تر و در نهایت دست یابی به اهداف تعیین شده شان ناگزیرند که توجه کافی را به منابع انسانی خود مبذول بدارند. توجه افراد متأثر از ادراکات آنان نسبت به میزان رعایت عدالت در سازمان می باشد ( حقيقي ، احمدي ، رامين مهر ، 1388 ، ص 80) .

اين باور در فرهنگ ما رايج می باشد كه پيامدهاي هر كاري بايد با عدالت همراه باشد عدالت اغلب در سازمان نيز مفهوم مي يابد و با عنوان عدالت سازماني از آن ياد مي گردد . عدالت یک مفهوم آمیخته با جامعه می باشد و در بیشتر جنبه های زندگی حضور دارد. عدالت سازمانی ممکن می باشد به گونه ای بالقوه، بسیاری از متغیرهای پیامدی رفتار سازمانی را تبیین کنند. عدالت سازمانی درجه ای می باشد که کارکنان احساس می کنند قوانین، رویه ها و سیاست های سازمانی مربوط به کار آنها، منصفانه می باشد .

از انجا كه منابع انسانی امروزه یکی از مهمترین دارایی های سازمانها به شمار می طریقه . انسانها در سازمانهای دانش محور به عنوان کلیدی ترین مساله مدیران مطرح هستند . افراد در طول زندگي ، چندين تصور مختلف از خود پيدا مي كنند. عزت نفس يك خودآگاهي مهم و يك عامل قوي در ترغيب شخص به كار، تعيين ظرفيت، خودهدايت گري، خودكنترلي و تمايل به رفتارهاي كاري سودمند می باشد .

عزت نفس کارمندان و حفظ و ارتقای آن یکی از مهمترین راههای بالابردن انگیزه و به تبع آن ارزش و کارایی آنان خواهد بود .

 2-1 بيان مسئله

سازگاري شغلي يكي از عوامل مربوط به ايجاد هماهنگي در كار می باشد . رضايت ، محرك رفتار ترميم و بازسازي می باشد و نارضايتي ، محرك رفتار سازگار می باشد . در برخي جاها ، عدم تطابق بين نيازهاي يك شخص و مزاياي محيطي چشم گير می باشد و شخص به زور طريق سازگاري را در پيش خواهد گرفت .

اصطلاح سازگاري شغلي اغلب براي اختصار كردن فرايندي بهره گیری مي گردد كه هر فرد طي آن مهارت هاي كلي و توانايي هايي را كه براي براوردن نيازهاي محيط شغلي لازم می باشد ، بالا مي برد ( استراسر[1]ولاستينگ[2] ، 2003 ، ص 129) .

سازگاري شغلي با كاهش تعارض و افزايش كارايي در كار مشخص مي گردد . سازگاري شغلي شامل توضیح و توضيح رفتارهايي می باشد كه منجر به اجراي موثر و خوب وظايف مورد نياز افراد و توجه مثبت به سوي تأثیر كاري جديد ميگردد . از اين رو در تعريف سازگاري شغلي بر عوامل فردي ، حمايت اجتماعي و عوامل كاري تاكيد ميشود ( كوانگ[3] و يينگ[4] ، 2007 ، ص 267، 268) .

سازگاري شغلي براي ادامه اشتغال موفقيت آميز عامل مهمي به شمار مي رود . هر فردي انتظار دارد كه اشتغال به كار مورد نظر نهايت خشنودي و سلامت و اعتبار را براي فرد تامين مي كند و نيازهاي اوليه اش را نيز براورده سازد . در زمينه سازگاري شغلي تعاريف گوناگوني ارائه شده می باشد . مي توان گفت كه سازگاري شغلي عبارت می باشد از حالت رواني فرد نسبت به شغل مورد نظر پس از اشتغال ، سازگاري شغلي تركيب و مجموعه ازعوامل رواني و عوامل غير رواني می باشد . عوامل غير رواني همه ابزارها و ادوات كار را شامل مي گردد كه توسط فرد شاغل به نوعي از آنها براي انجام كار مورد بهره گیری قرار مي گيرند . اما عامل رواني ويژگي هاي شخصي و تجربه هاي آموخته شده فرد در ارتباط با شغلش را شامل مي گردد ، مانند ارتباط متقابل با سايرين ، ديد مثبت به شغل ، در آمد كافي و ارزش گذاري به كار كه باعث مي شوند فرد با شغلش سازگار شده ، به آن ادامه دهد ( شفيع آبادي ،1386 ، ص 92) .

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

به نظر هرشنسون[5] سازگاري شغلي دارای سه غیر از می باشد : 1- رفتار تأثیر شغل 2- عملكرد وظايف 3- رضايت كارمند (هرشنسون ،1996،ص 442 ) .

هم چنين سازگاري شغلي از عوامل مهم افزايش بهره وري و سود آوري كاركنان نسبت به سازمان ، تعلق و وابستگي آنان به محيط كار افزايش كميت و كيفيت كار ، برقراري روابط خوب و انساني در محل كار ، بالا بردن روحيه ، عشق و علاقه به كار می باشد ترديدي نيست كه هر سازمان خود يك ارگانيسم منحصر به فرد می باشد و نخستين عامل آن بشر و در نظر داشتن روحيه كاركنان می باشد ( اكبري فرد ، 1388 ، ص 43 ) .  

يكي از عواملي كه موجب مي گردد فرد با شغل خود سازش پيدا كند داشتن عزت نفس و اعتماد به نفس می باشد .

هماهنگي سازگاري شغلي و عزت نفس سازماني كاركنان ، به افزايش ارزشمندي در سازمان منجر شده ، افزايش كارايي و بهره وري را به دنبال خواهد داشت .

طبق نظريه ويليام جيمز(1964) داشتن عزت نفس سالم، یک نیاز اساسی بشر می باشد و چیزی می باشد که ما پیوسته برای رسیدن به آن کوشش می کنیم. شکست و ناتوانی بشر فقط یک دلیل دارد که آن هم ایمان نداشتن به واقعیت می باشد . کوپراسمیت(2003) نظريه خود را در ارتباط با عزت نفس چنين بيان مي كند ، عزت نفس بر روابط فرد تأثیر می گذارد و کسانی که عزت نفس بالایی دارند معمولا روابط بین فردی بهتری دارند و عزت نفس را یک ارزشیابی فردی می دانند که معمولا با در نظر داشتن خویشتن حفظ می گردد . همچنين راجرز ؛ عزت نفس را ارزیابی شخصی از ارزشمندی خویشتن خود و یا نوعی قضاوت نسبت به ارزشمندی وجود خود تعریف کرده می باشد ، او معتقد می باشد این صفت در بشر حالت عمومی دارد و محدود وزودگذر نیست برطبق نظر راجرز عزت نفس در اثر نیاز به توجه مثبت دیگران به وجود می آید نیاز به توجه مثبت دیگران شامل بازخوردها ، طرز برخورد گرم و محبت آمیز ، صمیمیت ، پذیرش و مهربانی از طرف محیط می باشد (حسيني ، 1389 ) .

تعداد صفحه :103

قیمت : شش هزار تومان

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  ***