با عنوان : بررسي اثر بخشي ورزش بر میزان عزت نفس ، شادکامي و کيفيت زندگي جوانان 

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد ارسنجان

دانشكده علوم انساني، گروه روانشناسی

پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد (M.A.)

گرایش: عمومي

عنوان:

بررسي اثر بخشي ورزش بر میزان عزت نفس ، شادکامي و کيفيت زندگي جوانان

استادراهنما:

دکتر میترا محمودی

استاد مشاور:

دکتر لادن هاشمی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

– اظهار مسئله

اصطلاح سبك زندگي[1]، اصطلاح رايجي می باشد كه بيشتر اوقات براي تصریح به روش زندگي مردم به كار مي رود و بازتاب دامنه كامل ارزش هاي اجتماعي، طرز برخورد و فعاليت ها می باشد(باقياني، 2003). سبك زندگي شامل رفتارهايي مانند عادات غذايي، خواب و استراحت، فعاليت بدني و ورزش، كنترل وزن، استعمال دخانيات و الكل، ايمن سازي پیش روی بيماري، سازگاري با استرس و توانايي بهره گیری از حمايت هاي خانواده و جامعه مي باشد(فيپس[2]، 2003).

بيش از يك سوم كل موارد مرگ و مير در دنيا، به دليل چند رفتار تهديد كننده سلامتي مي باشد كه ناشي از نادرستي سبك زندگي فردي و اجتماعي می باشد و مهم ترين آن ها شامل رژيم غذايي نامناسب، كمي فعاليت بدني، استعمال سيگار و رفتار جنسي نامناسب مي باشد (فيپس، 2003). كنترل عوامل خطر در سبك زندگي و عادات بهداشتي مانند تغذيه نادرست، فقدان فعاليت ورزشي، استعمال سيگار، مصرف الكل و مواد مخدر تقريباً سبب كاهش حدود50 درصد از مرگ هاي زودهنگام مي گردد(چارکازي[3]، 2009).

در زمينه رابطة ورزش و سلامت رواني قبلاً تصور عموم بر اين بود که فعاليت هاي ورزشي براي سلامت جسماني مفيد می باشد. امروزه به اين امر توجه شده که ورزش علاوه بر سلامت جسماني، مي تواند در ارتقاي سلامت رواني نيز مؤثر باشد (لاندرز، 2005). تحقيقات نشان داده اند که فعاليت هاي حرکتي منظم به گونه فوق العاده اي بر وضعيت جسماني و رواني افراد تأثير مثبت دارد (ست کوئيز و مازر[4]، 2006). لاندرز و پتروزيلو[5] (1994) در زمينه بررسي نتايج 27 مطالعه بين سالهاي 1960 تا 1991 نشان دادند که 81 درصد پژوهشگران به اين نتيجه دست يافته اند که فعاليت جسماني با کاهش اضطراب مرتبط می باشد. رايلي و استارت[6] (1995) نيز عنوان کرده اند که دانش آموزان ورزشکار در مقياس هاي سلطه گري، مردم آميزي، خودپذيري، اجتماعي شدن و احساس سلامتي بالاتر از غير ورزشکاران هستند.

همچنين پژوهش ها نشان داده می باشد که ورزش باعث افزايش سلامت رواني، تقويت احساس ارزشمندي، کاهش اضطراب و افسردگي (گياکوبي، هازون بلاس و فراي[7]، 2005) و افزايش قدرت ذهني (لوي[8] و لوي، 2005) مي گردد.

ورزش آثار مفيدي بر روي خلق وخوي افراد دارد، برخي شواهد پژوهشي نشان داده اند که فعاليت عضلاني سبب ترشح موادي در مغز مي گردد که موجب بروز شادي و نشاط در شخص مي گردد. امروزه ورزش در درمان اختلالات روحي و رواني مورد توجه طب ورزش و رواندرماني قرار گرفته می باشد .فشارهاي روحي و عصبي که هر روزه با ماشيني شدن زندگي بيشتر شده و استرسهاي روزمره زندگي افزوده مي گردند، متخصصان و کارشناسان را بر آن داشته می باشد که از ورزش به عنوان واکسني جهت درمان بيماريهاي جسمي و رواني بهره گیری کنند، زيرا ورزش يکي از ساده ترين، بي خطرترين، کم هزينه ترين و طبيعي ترين راههاي مقابله با معضلات جسمي و روحي می باشد(بنايي، 1384). ورزش زمانيکه به صورت گروهي انجام گردد باعث مي گردد تا افراد با همديگر در تماس و ارتباط باشند، روابط اجتماعي فرد را تقويت ميکند و بيان احساسات، بدن را شکوفا مي سازد، همچنين فعاليت متناسب، يکي از روش هايي می باشد که اثرات مفيدي بر خلق وخو و تفکرات فرد دارد و افکار منفي و مخرب را از بين مي برد(گرافت[9]، 2000).

در بيست سال گذشته توجه بسياري به مساله رواندرماني همراه با فعاليت بدني و اثرات مفيد ورزش، در ارتباط با سلامت روان شده می باشد (مارتينسن[10]، 2004). پرداختن به فعاليت ورزشي به نحوي سبب تخليه هيجان مي گردد، بدين معنا که برخي از عواطف منفي، تضاد و تعارضات دروني فرد تخليه شده و حس اعتماد به نفس، تکریم به خويشتن، احساس شادابي و سلامت جسمي در فرد نمايانگر مي گردد. به عبارتي مي توان گفت ورزش و فعاليت بدني برنامه ريزي شده، سبب تقويت و بهبود دستگاههاي بدن مانند قلب و تنفس و بهبود آمادگي جسماني در فرد مي گردد، زیرا جسم و روان بشر مانند يک جزء واحد اقدام مي کنند، لذا ميتوان انتظار داشت که بهبود يکي بر ديگري اثر مثبت داشته باشد.

ورزش با تعريق و افزايش ضربان قلب ، كاهش اضطراب و افسردگي را موجب مي گردد، ورزش مستمر به طوريكه بدن شروع به تعرق كند ، باعث افزايش تراوش هورمونهاي آندورفين، آنكفالين و دانپورفين كه خاصيت تسكين دهندگي دارند مي گردد . تأثیر ورزش مستمر در افزايش هورمون رشد كه باعث ايجاد انگيزه ، شور و شوق زندگي در فرد مي گردد ، در سن 20 سالگي حداكثر تراوش خود را دارد و طبق تحقيقات متخصصين در هر 10 سال ، 15 درصد از تراوش اين هورمون کاسته مي گردد ،‌در حاليكه ورزش مرتب ميزان تراوش هورمون رشد را در سنين بالا در بدن تنظيم مي كند . از ديگر فوايد ورزش ، جلوگيري از فشار خون و سكته هاي قلبي و مغزي مي باشد. ورزش مستمر ،كاهش چربي مضر خون( L.D.L)و افزايش چربي مفيد خون(H.D.L ) می باشد که اين امر از تجمع چربي داخل عروق و تنگي و انسداد رگها جلوگيري مي كندو در مجموع از وقوع سكته هاي قلبي و مغزي و افزايش فشار خون جلوگيري مي کند. پس زمانيكه در اثر ورزش سيستم ايمني بدن قوي تر گردید ، سلولهاي سرطاني نيز كمتر خود را نشان مي دهند واين امر موجب کاهش احتمال بروز سرطان در افراد می باشد . هر يك از ارگانهاي بدن داراي عمر خاصي می باشد ، به عنوان مثال قلب بشر از هنگام حيات حدود 2 ميليارد بار مي تپد كه در اين ارتباط ضربان قلب انسانهاي مضطرب و عصباني حدود 80 الي 85 بار می باشد كه با ضرب اين تعداد در دقيقه و ساعت و روز و تقسيم آن بر 2 ميليارد ،‌عمر متوسط افراد عصباني حدود 50 سال در مي آيد ولي با در نظر داشتن اينكه نبض افراد ورزشكار در حالت سکون حدود 50 بار در دقيقه مي زند(ضربان قلب ورزشكاري كه در سيستم اسيد لاكتيك يا غير هوازي كار مي كند حدود 151 بار مي باشد) با انجام عمليات قبلي ، طول عمر متوسط اين افراد به حدود 85 مي رسد و اين نشان مي دهد كه ورزشكاران حدود 30 سال بيشتر از بقيه افراد عمر مي كند(باقري، 1378) .

مانند متغير هاي مهمي که جزء شاخص هاي سلامت روان محسوب مي شوند و در اين پژوهش مورد بررسي قرار مي گيرند؛ مي توان به عزت نفس[11]، شادکامي ذهني[12] و کيفيت زندگي [13] تصریح نمود.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

عزت نفس مانند سازه هاي روانشناختي می باشد كه در چند دهه اخير مورد توجه بسياري از روانشناسان و پژوهشگران قرار گرفته می باشد. بطوركلي ارزيابي هايي كه فرد از خود مي كند عزت نفس او را شكل مي دهد(هنری ماسون، ترجمه ياسايي، 1375).همچنين عزت نفس درجه تصويب، تائيد، پذيرش و ارزشمندي می باشد كه فرد نسبت به خود احساس مي كند. عزت نفس از خود پنداره متفاوت می باشد ، خود پنداره عبارت می باشد از مجموعه ويژگي هايي كه فرد براي توصيف خويش بكار مي برد در حاليکه عزت نفس عبارت می باشد از ارزشيابي اطلاعاتي که فرد درخود پنداره دارد و از اعتقادات فرد در مورد تمام صفات و ويژگيهايي كه در او هست ناشي مي گردد(نوربخش، 1384). مطالعات نشان داده می باشد که اشخاص با عزت نفس بالا از لحاظ اعتماد به نفس در سطح بالايي قرار دارند و کوشش هايشان آنها را به سوي موفقيت سوق مي دهد. در اين افراد احساس شايستگي و لياقت عاملي براي دستيابي به سطوح بالايي از انگيزش دروني مي باشد. انتظارات بالا موجب شکل گيري اهداف مشکل مي گردد و اهداف مشکل به برانگيختن تمرکز و چالش هاي مداوم کمک مي کند که نتيجه آن پيشرفت و تقويت عزت نفس مي باشد. اما افراد با عزت نفس پايين، انتظارات پاييني را براي عملکرد هاي خود در موقعيت هاي گوناگون در نظر مي گيرند و اغلب توانايي هاي اوليه خود را دست کم مي گيرند؛ زیرا که فاقد اعتماد به نفس مي باشند و از شکست مي ترسند. به گونه طبيعي نتيجه انتظارات پايين، کوشش کمتر و شکل گيري اهداف نه چندان دشوار و متوسط می باشد. اهداف کوچک، عملکرد متوسط و کوشش کمتر را به دنبال دارد(غفاري، 2007).

تاکنون مطالعات در زمينه عزت نفس و ورزش صورت گرفته می باشد که تفاوت معناداري را در عزت نفس افراد ورزشکار و غير ورزشکار گزارش کردند و تاثير برنامه تمريني منظم بر افزايش عزت نفس را عیان کردند. مجموعا مطالعات اين حوزه تاکيد دارند که فعاليت هاي ورزشي، موفقيت و شکست را به سرعت عیان مي کنند. به عبارت ديگر اجراي موفقيت آميز در ورزش بازخورد هاي فوري را براي ورزشکار فراهم مي آورد، اين باز خورد مثبت باعث به وجود آمدن احساس شايستگي و عزت نفس مي گردد(ملکي، 1390).

يکي ديگر از متغير هاي پژوهش حاضر شادکامي ذهني می باشد. واژه شادكامي چندين مفهوم متفاوت را به ذهن متبادر مي كند ( براي مثال شادي ، ‌خشنودي ، لذت ، خوشايندي) که در برگيرنده انواع ارزشيابي هايي می باشد كه فرد از خود و زندگي اش به اقدام مي آورد ( دانير ، 2002). اين ارزشيابي ها مواردي از قبيل رضايت از زندگي ، هيجان و خلق مثبت و فقدان افسردگي و اضطراب را شامل مي گردد و جنبه هاي مختلف آن نيز به شكل شناخت ها و عواطف می باشد ( دانير و ساه ، 1997). در صورتي كه افراد از شرايط زندگي راضي بوده و عواطف مثبت بيشتر و عواطف منفي كمتري را تجربه كنند ،‌گفته مي گردد كه از شادکامي بالايي برخوردارند( ادينگتون و شومن[14] ، 2004).به عقيده صاحب نظران، شادي صرفنظر از چگونگي كسب آن مي تواند سلامت جسماني را بهبود بخشد. افراد شاد آسانتر تصميم مي گيرند ،‌ روحيه مشاركتي بيشتري دارند و نسبت به كساني كه با آنها زندگي مي كنند ، بيشتر احساس رضايت مي كنند ( مايرز[15] ،‌2002).

تعداد صفحه :171

قیمت : شش هزار تومان

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

***  ***